|
در نظر آنان که پرواز را نمی فهمند، هر چقدر که اوج بگیری... کوچکتر می شوی!!!

نوشته شده توسط هادی در شنبه 30 دی 1385 و ساعت 11:01 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
دوستت دارم یه پنجره با یه قفس... یه حنجره بی هم نفس... سهم من از بودن تو...
یه خاطرست همین و بس...
دنیا با تو قشنگه...
نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 30 آذر 1385 و ساعت 04:12 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 30 آذر 1385 و ساعت 04:12 ق.ظ
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 16 آذر 1385 و ساعت 03:12 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 16 آذر 1385 و ساعت 04:12 ق.ظ
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 16 آذر 1385 و ساعت 03:12 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 16 آذر 1385 و ساعت 04:12 ق.ظ
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

نوشته شده توسط هادی در یکشنبه 26 شهریور 1385 و ساعت 07:09 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

نوشته شده توسط هادی در شنبه 21 مرداد 1385 و ساعت 10:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
دوست دارم تا پای جون میخوای بدون میخوای ندون
نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 5 مرداد 1385 و ساعت 04:07 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 29 تیر 1385 و ساعت 07:07 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

دو ست دارم با تمام وجودم
نوشته شده توسط هادی در سه شنبه 30 خرداد 1385 و ساعت 11:06 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 30 خرداد 1385 و ساعت 11:06 ق.ظ
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

نوشته شده توسط هادی در دوشنبه 29 خرداد 1385 و ساعت 12:06 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
می خواهم بروم ز راهی که به نا کجا ختم میشود می خواهم بگو یم ز دردی که از بهرش درمانی نیست در این میانه تو همسفرم باش و اجازه بده سر به شا نه ات بگذارم و بگریم............
نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه 24 خرداد 1385 و ساعت 07:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
ای عشق واقعی چگونه ستایشت کنم؟در حالیکه قلبت از محبت بی نیاز است .چگونه ببوسمت در حالیکه عشقت در وجودم جاری میشود.بگذار نامت را تکرار کنم نامت زیباست . دلنشین است.چه داشته ای که اینگونه مرا طلب کردی؟من اینگونه نبودم توعشق را با من آشنا کردی.تو هوای دلم را باطراوت کردی.زمانیکه باتو هستم به آسمان تا بیکران پرواز میکنم.گرچه پایان راه را نمیدانم 
نوشته شده توسط هادی در سه شنبه 23 خرداد 1385 و ساعت 11:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
نوشته شده توسط هادی در یکشنبه 21 خرداد 1385 و ساعت 12:06 ب.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 30 خرداد 1385 و ساعت 11:06 ق.ظ
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

تقدیم به کسی که گل رز رو خیلی دو ست داره!!!
نوشته شده توسط هادی در شنبه 20 خرداد 1385 و ساعت 10:06 ق.ظ
ویرایش شده در شنبه 20 خرداد 1385 و ساعت 10:06 ق.ظ
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
خداحافظ برای تو چه آسان بود
ولی قلب من از این واژه لرزان بود
خداحافظ برای تو رهایی داشت
برای من غم تلخ جدایی داشت
خداحافظ طلوع من غروب من
خداحافظ تو ای محبوب خوب من

تقدیم به پاك ترین پر دنیا
نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه 17 خرداد 1385 و ساعت 11:06 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 18 خرداد 1385 و ساعت 10:06 ق.ظ
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
دلمو بردی باز از نو دیگه چی میخوای دارو ندارم مال تو دیگه چی میخوای برو بزار بسوزم با بی کسی هام برو بزار بمونم با دلوا پسی هام هیچی نپرس فقط برو ولی فرامو شم نکن شمعمو اتیشم به پا برو و خا موشم نکن اگه یه روز ورق زدی دفتر خاطراتتو یادت بیاد قلب منم می شینه چشم به راه تو اره برو ولی بدون اینجا یکی می مرد برات باور نکردی عشقشو اگه قسم میخورد برات می ری برو فقط اینو یادت باشه عزیز(اشک زلالتو جلو چشم غریبه ها نر یز) هیچی نپرس فقط برو ولی فرامو شم نکن ..................... تقد یم به هادی از طرف خانم گل
نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه 10 خرداد 1385 و ساعت 05:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
ادامه مطلب
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

نوشته شده توسط هادی در دوشنبه 8 خرداد 1385 و ساعت 03:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

نوشته شده توسط هادی در دوشنبه 1 خرداد 1385 و ساعت 10:05 ق.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 1 خرداد 1385 و ساعت 10:05 ق.ظ
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 28 اردیبهشت 1385 و ساعت 05:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 28 اردیبهشت 1385 و ساعت 05:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

نوشته شده توسط هادی در جمعه 15 اردیبهشت 1385 و ساعت 07:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
از دوست داشتن گفتم ازمن بیزار شدی . ازعشق گفتم از من متنفر شدی . از ماندن گفتم ازمن دور شدی تو ای دوست بیا به من بیاموز چگونه دوست داشتن را . بیاموز معنی عشق را وهمیشه دركنارم بمان
نوشته شده توسط هادی در سه شنبه 12 اردیبهشت 1385 و ساعت 04:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
من چه ساده آرزومو گفتم اما نشنیدی
تو صداقت دلم رو ، یا نخواستی یا ندیدی
badboy_s206 از طرف
نوشته شده توسط هادی در سه شنبه 12 اردیبهشت 1385 و ساعت 04:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
نفرین به عشق و عاشقی
نفرین به بخت و سرنوشت
به اون نگاه که عشق تو ،تو سرنوشت من نوشت
نفرین به من، نفرین به تو
نفرین به عشق من و تو
به ساده بودن من و به اون دل سیاه تو...
نوشته شده توسط هادی در سه شنبه 12 اردیبهشت 1385 و ساعت 04:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|


هر جا که تو باشی برای من ....
یا جای خالیه تو یا جای من....
نوشته شده توسط هادی در یکشنبه 10 اردیبهشت 1385 و ساعت 12:04 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
رفتی و ندیدی که بعد از تو چه کردم چه روز و شبی را محشر کردم با اشک تمام کوچه را تر کردم با دیده گریان فقط ترا صدا کردم وقتی که شکست بغض تنهایی من فقط به یاد اشک تو گریه کردم ان وقت بود که فهمیدم چه کردم وابستگی ام را به تو باور کردم آن وقت که با چشم ترم ترا یاد کردم فهمیدم که چقدربی صدا ترا صدا کردم هر جایی که رفتم وبه کوی عاشقان سر زدم با یاد تو نگهی عاشقانه بر در کردم اما چگونه یادی از تو کنم که دگر بار دم آشنایی از بر کنم

نوشته شده توسط هادی در شنبه 9 اردیبهشت 1385 و ساعت 10:04 ق.ظ
ویرایش شده در شنبه 9 اردیبهشت 1385 و ساعت 10:04 ق.ظ
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

نوشته شده توسط هادی در شنبه 9 اردیبهشت 1385 و ساعت 10:04 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
سیه چشمی به کار عشق استاد به من درس محبت می داد مرا از یاد برد آخر ولی من به جز او عالمی را بردم از یاد
نوشته شده توسط هادی در جمعه 1 اردیبهشت 1385 و ساعت 03:04 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
این را برای تو نوشته ام .....با توام تویی که تمام زندگی ام را به آتش کشیدی آن را فدای هوس زود گذر خودت کردی بعد از رفتن حیله گرانه ات آرام به زندگی ام ادامه خواهم داد ......اما تو منتظر عدالت پنهان خداوند باش هیچ وقت به دنبال مالک این نوشته نباش چون میان تعداد بیشماری ....چون من....که به تباهی کشاندی خواهی ماند
نوشته شده توسط هادی در جمعه 1 اردیبهشت 1385 و ساعت 03:04 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
توی آینه خودتو ببین چه زود زود توی جوونی غصه اومد سراغت پیرت کنه نذار که تو اوج جوونی غبار غم بشینه رو دلت یهو پیر و زمین گیرت کنه منتظرش نباش دیگه اون تنها نیست تا آخر عمرت اگه تنها باشی اون نمیاد خودش میگفت یه روز میذاره میره... خودش می گفت یه روز خاطرهاتو میبره از یاد!!! آخه دل من دل ساده من تا کی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار! دیدی اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت ... تو موندی و بی کسی و یه عمر خاطره پیشت... 
نوشته شده توسط هادی در شنبه 26 فروردین 1385 و ساعت 10:04 ق.ظ
ویرایش شده در شنبه 26 فروردین 1385 و ساعت 10:04 ق.ظ
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
اگه اون چشمای نازت یه ضریحی داشت طلایی اونقده دورش میگشتم که نشه پیداش جدایی یادگاری می نوشتم کاش روی گلبرگهای قرمز می نوشتم عزیزم هر جا باشم بی تو هرگز
نوشته شده توسط هادی در جمعه 25 فروردین 1385 و ساعت 03:04 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

رفتم که نباشم سر راهت رفتم که نبینم روی ماهت این فاصله ها چاره نبوده هر جا یه نشونی از تو بوده رفتم...رفتم!!!
نوشته شده توسط هادی در شنبه 19 فروردین 1385 و ساعت 12:04 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
هیچ وقت نخواستم به كسی دروغ بگم ...ولی گفتم هیچ وقت نحواستم دل كسی رو بشكنم...ولی شكستم هیچ وقت نخواستم با احساسات كسی بازی كنم...ولی كردم آخرش هم نفمیدم چرا میگن خواستن توانستنه؟!!!
نوشته شده توسط هادی در سه شنبه 15 فروردین 1385 و ساعت 11:04 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
خنده ات از ته دل
گریه ات از سر شوق
نبود هیچ غروبت غمناک
نوشته شده توسط هادی در یکشنبه 21 اسفند 1384 و ساعت 11:03 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 15 فروردین 1385 و ساعت 11:04 ق.ظ
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
ساغر مستیه من , همه هستیه من مثل یک کبوتر عشق که نشستی دل من همه بود و نبود , بهترین شعر و سرود تو عزیزی واسه کویر قلبم مثل رود تو عزیزی واسه کویر قلبم مثل رود
نوشته شده توسط هادی در دوشنبه 15 اسفند 1384 و ساعت 12:03 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
دل ما اونقده سادس موندنش مرگ دوبارس آسمون سینه ما خیلی وقته بی ستارس همینی که باقی مونده،واسه دل خوشی تو بشکن تیکه تیکه ها مو بردن آخرینشم هم تو بکن
نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 11 اسفند 1384 و ساعت 10:03 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 11 اسفند 1384 و ساعت 10:03 ق.ظ
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|


نوشته شده توسط هادی در سه شنبه 18 بهمن 1384 و ساعت 04:02 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|


نوشته شده توسط هادی در سه شنبه 18 بهمن 1384 و ساعت 03:02 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 13 بهمن 1384 و ساعت 03:02 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 13 بهمن 1384 و ساعت 03:02 ق.ظ
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه 12 بهمن 1384 و ساعت 06:02 ق.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 12 بهمن 1384 و ساعت 06:02 ق.ظ
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه 12 بهمن 1384 و ساعت 06:02 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

نوشته شده توسط هادی در سه شنبه 13 دی 1384 و ساعت 11:01 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه 7 دی 1384 و ساعت 12:12 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه 7 دی 1384 و ساعت 12:12 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه 7 دی 1384 و ساعت 12:12 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
از فرزانه ای سئوال شد: تعداد دوستانت چند نفر است در جواب گفت :فعلا که روزگار به کام و شرایط زندگیم آرام همه دوستم هستند باید سختی و نکبتی در زندگیم پیش بیاید تا معلوم شود چه کسانی واقعابا من دوست هستند
نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه 7 دی 1384 و ساعت 11:12 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
ای تنها منجی من، مرا تنها مگذار اگر آسمان شوی برایت زمین خواهم شد تا به رویم بباری برای چشمان معصومت نگاه خواهم شد و برای گوشهایت صدا برای نفسهایت گلو خواهم شد و در رگهایت از خون خود خواهم دمید و پس از مرگت نیز برای جسدت کفن خواهم شد مرا تنها مگذار ،مرا تنها مگذار روزی که خداوند تو را می افرید از او زمان مرگت را پرسیدم ! میدانی چرا؟ برای اینکه پیش از تو بمیرم و هیچ گاه مرگت را نبینم میخواهم تا همیشه برایم زنده باشی تا همیشه تو دیگر تنها نیستی،خانه ای خواهم ساخت برایت از استخوانهایم برایش ستون و از پوستم برایش سقفی قلبم را با برق شکاف میان سینه هایت میشکافم و از گرمی خون رگهایم برای شبهای تاریک تنهاییت آتشی می افروزم و تا همیشه در کنارت میسوزم تا همیشه... و در عوض فقط از تو میخواهم گونه های خیسم را پاک کنی. میان چشم من و تو کلام کوتاهی است ،سکوت را بشکن! دوستت دارم ای.....
نوشته شده توسط هادی در جمعه 2 دی 1384 و ساعت 02:12 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
بد ترین شکل دلتنگی برای کسی ان است که در کنار او باشی و بدانی که هر گز به او نخوا هی رسید.
نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 1 دی 1384 و ساعت 11:12 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|

اگر آنچه را که در اندیشه ام برایت دارم بنگارم کتابها میشود،ولی اگر آنچه را که در دل و قلب دارم برایت بنگارم سه،چهار کلمه بیش نیست : تو را دوست دارم!!!
نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه 30 آذر 1384 و ساعت 12:12 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
عشق آن نیست که دل به ۱۰۰ نفر ببندیم عشق آن است که ۱۰۰ دل به یک نفر ببندیم
نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 24 آذر 1384 و ساعت 11:12 ق.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 24 بهمن 1384 و ساعت 12:02 ب.ظ
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|

|
|
|
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -
|
|